پاییزی ترین دختر من "راز"
راز 🍂
میگویند در دل یک جنگل پاییزی، دختری کوچک زندگی میکرد، دختری که نامش راز بود…
موهای دارچینیاش نرم و براق بودند، مثل پرتوهای گرم خورشید پاییزی، و وقتی باد از میان شاخهها میگذشت، بازیگوشانه روی شانههایش میرقصید.
چشمهای قهوه ای روشنش ، پر از کنجکاوی بودند، نگاهی که انگار از رازهای طبیعت خبر داشتند و لبهای لطیفش همیشه پر از معصومیت بودند.
پیراهن چهارخانهاش با رنگهای گرم پاییزی، آستینهای پفی و یقهی بافتنی که که هدیه ی مادربزرگ پیرش بود.
کفشهای بندی کوچکش هر قدم را با خشخش برگها همراه میکرد، و کیف چرمی کوچکش همیشه پر از بلوطهای جمع شده از جنگل بود، و دفترچه ی چرمی اش،که نگهدارندهی خاطرات و رؤیاهای او بودند.
راز از کودکی میان درختان بلوط بزرگ شده بود، یاد گرفته بود که زندگی مثل پاییز است: هر برگ که میافتد، فرصتی است برای درخت تا دوباره سبز شود، و باد نه برای تنبیه درخت ،که حکمتی برای رویش و زندگی دوباره ی آن است.
حتی سکوت جنگل، برای او قصههای کوچک و امیدبخش میگفت.
راز نمیترسید از گذشته و آینده، چون یاد گرفته بود که زیبایی زندگی در همین بازی رنگها ولحظههاست..
وشاید راز واقعی آرامشش همین بود!!
سایر توضیحات؛
لباس رویی قابل تعویض
دستدوز
مفصلی با قابلیت چرخش سر و خم شدن دست و پا و انگشتان
همراه کیف و کتاب
پایه نگهدارنده ی چوبی
جعبه ی چوبی لوکس ویترین دار
| جنس | پارچه ای زیرسازی شده |
| سایز | 55 سانت |
| اقلام همراه | جعبه مقوایی زیبا+ پایه چوبی طراحی لاست ایدن |
- - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
- - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
- - لطفا فارسی بنویسید.
- - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
- - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد